مردی خیابانی از جنوب مرکزی لس آنجلس فرار می کند و به سمت حومه شهر و عمو و پسر عموی برنده قرعه کشی خود می رود تا از یک اراذل محله با کینه ای که به تازگی از زندان فرار کرده است جلوگیری کند.
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3520 عنوان
یک ماور سابق پلیس ( جت لی ) بخاطر اینکه به پدرش که یک تبهکار چینی بوده و نیز برادر کوچکترش اجازه داده که به سان فرانسیسکو فرار کنند به زندان می رود . پس از مدتی برادرش توسط یک گروه مافیایی به رهبری دلروی لیندو کشته می شود . لی از زندان می گریزد و به آمریکا می رود تا قاتل برادرش را یافته و از او انتقام بگیرد...
ساوانا، اواخر دهه ی ۱۹۲۰. «رانولف جونو» (دیمن)، گلف باز قدیمی حاضر می شود که بار دیگر به میدان مسابقه بیاید. چند روز پیش از آغاز رقابت ها، مرد مرموزی به نام «باگرونس» (اسمیت) نزد «جونو» می آید و پیشنهاد می کند که چرخ حامل چوب های گلفش را در زمین مسابقه حمل کند. «جونو» می پذیرد و «باگرونس» در مسابقه کمک بسیاری به او می کند...
یک مامور ویژه FBI ( مارتین لارنس ) خود را به جای پیرزنی چاق جا می زند تا بتواند بطور نا محسوس از یک شاهد و پسرش مواظبت کند...
دو دوست، یک کشیش و یک خاخام، عاشق همان زنی میشوند که در جوانی میشناختند، اما موقعیت مذهبی هر دو مرد، آنها را از رابطه عاشقانه محروم میکند.
فضانوردان و سگ روباتیک آنها AMEE (Autonomous Mapping Evaluation and Evasion) با جستجو در مریخ به دنبال راه حل هایی برای نجات زمین در حال مرگ می گردند، اما ماموریت به طرز وحشتناکی به اشتباه می افتد.
«ف. و. مورنا» (مالکوویچ) خیال دارد نسخه ای سینمایی از «دراکولا»ی «برام استوکر» را بسازد. «ماکس شرک» (دافو)، ایفاگر شخصیت «کنت اورلاک» پیرو روش بازیگری «استانیسلافسکی» است و فقط در صورتی در گفت و گوها شرکت می کند که کاملا در جلد شخصیتش فرو رفته باشد. اما بقیه ی بازیگران اصلا آمادگی بازی واقع گرایانه را ندارند...
اکتبر سال 1962. یک هواپیمای جاسوسی امریکا در آسمان کوبا به پرواز در می آید و عکس هایی از محل استقرار موشک های دوربرد اتمی اتحاد شوروی در آن کشور می گیرد. به این ترتیب تعارض میان امریکا و شوروی بالا می گیرد و جهان در آستانه ی یک جنگ دیگر قرار می گیرد...
یک استاد دانشگاه انگلیسی سعی دارد مشکلاتش را با همسر خود که قصد ترک کردن او را دارد، حل کند و در عین حال مشغله های بسیار دیگری نیز در زندگی او بوجود آمده است...
در آینده ای نزدیک، همه چیز از حیوانات تا انسان ها شبیه سازی میشوند و از لحاظ فنی پیشرفته است اما از نظر قانونی هنوز غیر قانونی است. مردی به نام Adam Gibson پس از کار به خانه بر میگردد و ناگهان با یک کلون مشابه خود برخورد میکند و...
هنگامی که از مهندس بازنشسته فرانک کوروین (کلینت ایستوود) برای نجات یک ماهواره از کار افتاده دعوت می شود، او اصرار می کند که هم تیمی های قدیمی اش او را در فضا همراهی کنند.
«شاهزاده خانم پئی پئی» (لیو) از شهر ممنوع ربوده و به امریکا منتقل می شود و «چون وانگ» (چان)، یکی از گاردهای امپراتوری، برای پیدا کردن او وارد عمل می شود. «وانگ» در ایالت نوادا با دزد خرده پایی به نام «روی اوبانن» (ویلسن) که به جنون شهرت دارد، شروع به کار می کند...
زندگی یک مادر مجرد پس از بازگشت برادر کوچکترش به شهر که به ندرت دیده می شود، دچار آشفتگی می شود.
مردی جوان پی می برد که باید یک سفینه زمینی پنهان شده را بیابد تا بتواند جلوی دشمنان بیگانه فضایی را که قصد نابود کردن انسان ها را دارند، بگیرد...
«جان شفت» (جکسن)، برادر زاده ی همان کارآگاه خصوصی مشهور (راندتری)، یکی از کارآگاهان خبره ی پلیس است که با هم کارش، «کامرون واسکز» (ویلیامز)، مأمور رسیدگی به پرونده ی قتل دانشجویی سیاه پوست می شود. در جریان پی گیری طولانی این پرونده، «شفت» به صرافت می افتد که از خدمت در نیروی پلیس کناره گیری و یک آژانس کارآگاهی باز کند...
«جک کامبل» (کیج) مردی است مجرد و معتاد به کار، که این بخت و فرصت در اختیارش گذاشته می شود تا ببیند اگر در کنار «کیت» (لیونی)، نامزد قدیمی اش می ماند، چه زندگی ای داشت.
دو خواهر که از مردم محله شان رانده شده اند، بعد از اینکه یکی از آن ها توسط یک گریگنه گاز گرفته می شود، وارد سری اتفاقات غم انگیزی می شوند...
داستان «کارل براشر» اولین آفریقایی-آمریکایی ای که بعنوان قواص در نیروی دریایی آمریکا خدمت کرد.
شیطان هفت آرزو الیوت ریچاردز را برآورده می کند تا دختر رویاهایش را در ازای روحش به دام بیاندازد.
یک گروه از دزدان حرفه ای به رهبری مارکوس و سولینا ، وارد یک سرداب در قلب لندن می شوند به این امید که گنج پیدا کنند . در عوض آنها موفق می شوند که به یک موجود قدیمی "کنت دراکولای افسانه ای" ، که باعث وحشت انگلستان در قرن گذشته شده بود تا زمانیکه توسط دکتر آبراهام ون هلسینگ متوقف شد – جان تازه ببخشند .
داستان این فیلم دربارهی اعضای یک خانواده از قشر متوسط شهر تایپه(مرکز کشور تایوان) است که هر روز با چالشهای مختلفی روبرو میشوند و سوالات اساسی دربارهی معنای زندگی مطرح میکنند. آنها در تلاش هستند بین گذشته و امروز خود، رابطهای ایجاد کنند تا بتوانند خود را با شرایط کنونی، وفق دهند.
«شبح چهره» برای بار سوم به دیدن «سیدنی» و دوستانش می آید، در حالی که سومین فیلم بر اساس قتلهای «وودزبرو» در حال ساخت است.
در مزرعهای که توسط خانواده «تویدی» اداره میشود، گروهی از مرغها زندگی طاقتفرسایی را میگذرانند و هر لحظه با خطر تبدیل شدن به پای مرغ روبرو هستند. «جینجر»، یک مرغ باهوش و با اراده، رؤیای فرار از این مزرعه را در سر دارد. وقتی یک خروس آمریکایی به نام «راکی» که ادعا میکند میتواند پرواز کند، وارد مزرعه میشود، «جینجر» فرصتی را برای رهبری یک فرار بزرگ میبیند.
«سلما» ، زنی مهاجر است که از همسرش جدا شده، و یک پسر دارد که در کارخانه ای در یکی از مناطق روستایی امریکا کار می کند, او رفته رفته بینایی اش را از دست می دهد. تنها عاملی که او را از شر مصایب زندگی رهایی می بخشد، علاقه ی شدیدی است که به موسیقی دارد...