یک سفینه فضایی در سیارهای دورافتاده و بیابانی سقوط میکند. بازماندگان، از جمله یک زندانی خطرناک به نام «ریدیک» که قدرت بینایی استثنایی در تاریکی دارد، باید برای بقا با هم متحد شوند. اما به زودی متوجه میشوند که این سیارهی به ظاهر متروکه، محل زندگی موجودات گوشتخوار و حساسی است که در تاریکی شکار میکنند.
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3520 عنوان
داستان در مورد دو کلاهبردار است که در حالی که دست به نوعی کلاهبرداری میزنند، نقشهای به شهر افسانهای طلا، الدورادو میرسند. نقشه آنها خراب می شود و سرکش ها پس از چندین بدبختی در دریا گم می شوند. به اندازه کافی عجیب، آنها در نهایت به سواحل الدورادو می رسند و بومیان به دلیل ظاهر خارجی خود مورد پرستش قرار می گیرند.
پسر جوانی پس از اینکه معلمش به او فرصتی میدهد، تلاش میکند تا دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کند.
یک پسر جوان و با استعداد بین علاقه اش به رقص و مشکلات خانواده اش گیر افتاده است.
یک کمدی عاشقانه در مورد دختری بنام «وایولت سانفورد» که به شهر نیو یورک رفته تا به آرزوی دیرینه اش، یعنی ترانه نویسی برسد. او بعنوان یک خدمتکار در یک کلوب شبانه استخدام می شود، که توسط چند زن گردانده می شود...
«گرینچ» (با بازی «جیم کری»)، موجودی سبز و بدبین که در بالای کوه «کرامپیت» زندگی میکند، از تمام اهالی «هوویل» و شور و هیجان آنها برای کریسمس متنفر است. او که از جشنها و هیاهوی این عید به ستوه آمده، نقشهای پلید میکشد تا با دزدیدن تمام تزئینات، هدایا و نمادهای کریسمس، شادی را از مردم «هوویل» بگیرد و جشن آنها را نابود کند.
«سباستیان کین» (بیکن)، دانشمند نابغه اما تک رو، سرپرست گروه دانشمندانی است که به سفارش دولت، درآزمایشگاهی حفاظت شده در پنتاگون، درباره ی نامرئی شدن تحقیق می کنند. سرانجام اوفرمول دست نیافتنی را کشف می کند، اما خیلی زود وسوسه می شود فرمول را روی خودش امتحان کند...
«ویین روشه»، یک زن مرموز و آزاداندیش، به همراه دختر کوچکش «آنوک»، به یک روستای سنتی و محافظهکار در فرانسه میآید و یک مغازه شکلاتفروشی کوچک باز میکند. شکلاتهای لذیذ و وسوسهانگیز «ویین» به سرعت قلب و روح ساکنان روستا را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را از زندگی روزمره و روتینشان دور میکند.
«چارلی بایلیک»، یک پلیس خوب و مهربان از رود آیلند است که سالهاست احساسات منفی خود را سرکوب کرده است. اما پس از قطع داروی ضد روانپریشیاش، دچار یک بیماری روانی میشود و یک شخصیت ثانویه خشن و بیادب به نام «هنک» در او بیدار میشود. چارلی و هنک مجبور میشوند با هم کار کنند تا یک زن جوان به نام «ایرنه» را به نیویورک همراهی کنند، در حالی که هر دو شخصیت سعی در کنترل وضعیت دارند
جان که پسر یک مامور آتش نشانی بوده و پدرش ۳۰ سال پیش در یک حریق کشته شده موفق می شود بطور اتفاقی روی فرکانس یک رادیوی کهنه صدای پدر خود را بشنود . در واقع یک پدیده جوی که در یک روز بخصوص هم در سال ۱۹۶۹ و هم سی سال بعد در همان روز خاص رخ داده است ، این امکان را از نظر علمی فراهم آورده که دو انسان در دو زمان متفاوت با هم تماس برقرار کنند .
تصادف رانندگی مرگباری در مکزیکوسیتی، سرنوشت سه غریبه از طبقههای اجتماعی مختلف را به شکلی خشونتبار به هم گره میزند: یک پسر جوان به نام «اکتاویو» که برای پولشویی و عشق ممنوعش درگیر مسابقات خونین سگهاست؛ یک مدل زیبا به نام «والریا» که زندگیاش پس از این حادثه کاملاً دگرگون میشود؛ و یک قاتل قراردادی و ولگرد به نام «ال چیو» که در پی رستگاری است. این فیلم به طرز ماهرانهای سه داستان متقاطع را روایت میکند که همگی حول محور تصادف و سگها میچرخند
شهر کوچک جرجیا. «آنی ویلسن» (بلانشت)، زن بیوه و مادر سه بچه، با تحلیل روانی همسایگانش برای خودش درآمد کوچکی دارد. او خیلی زود درگیر ماجرای یک قتل می شود و می کوشد تا با شم روانی اش قاتل را پیدا کند...
فیلم درباره زندگی «مالنا» (مونیکا بلوچی) است. وی دختر زیبارویی است که به تازگی به همراهی پدرش، به یک شهر کوچک نقل مکان کرده. زیبایی مالنا به گونه ای است که مردم شهر در مورد وی شایعه پردازی می کنند. شایعه هایی که بالاخره باعث می شود که پدرش از او روی گردان شود تا اینکه ...
این فیلم داستانهای چندگانه و مرتبط با یکدیگر را روایت میکند که همگی حول محور تجارت مواد مخدر میچرخند. «رابرت ویکفیلد»، یک قاضی که به تازگی به سمت مسئول کنترل مواد مخدر منصوب شده، با کشف اعتیاد دختر نوجوانش به مواد مخدر، با چالشهای اخلاقی روبرو میشود. در همین حال، دو مأمور مبارزه با مواد مخدر در مکزیک با کارتلهای مواد مخدر مبارزه میکنند و همسر یک قاچاقچی بزرگ، پس از دستگیری همسرش، تلاش میکند تا تجارت او را ادامه دهد.
«رندال “مِمفیس” رینز» (با بازی نیکلاس کیج)، یک سارق خودروی بازنشسته و افسانهای، مجبور میشود برای نجات جان برادرش، «کیپ»، به دنیای جرم و جنایت بازگردد. او باید در کمتر از ۷۲ ساعت، ۵۰ خودروی لوکس را برای یک گانگستر خطرناک به نام «ریموند کالیتری» سرقت کند. «ممفیس» با جمع کردن تیم قدیمی و جدیدش، از جمله شریک سابقش «سارا “سواگ” وِیلند» (با بازی آنجلینا جولی)، در یک مسابقه با زمان برای انجام این کار غیرممکن قرار میگیرد.
یک مامور FBI یک مددکار اجتماعی را تشویق میکند تا با استفاده از تکنولوژی جدیدی که در آن مهارت دارد، وارد ذهن یک قاتل سریالی شود و دریابد که او آخرین قربانی اش را در کجا مخفی کرده است...
این فیلم هنرهای رزمی حماسی، در چین قرن نوزدهم جریان دارد و داستان شمشیرزن استاد «لی مو بای» و «یو شو لین»، جنگجویی قوی و مستقل، را دنبال میکند. «لی مو بای» پس از سالها مبارزه، تصمیم میگیرد شمشیر افسانهای خود به نام «سرنوشت سبز» را کنار بگذارد، اما این شمشیر توسط یک سارق مرموز دزدیده میشود.
«نیک مارشال»، یک مدیر تبلیغاتی خودشیفته، خوشصحبت و زنباره در شیکاگو است که تصور میکند به خوبی زنان را میشناسد. اما پس از یک حادثه عجیب و غریب در حمام خانهاش، او ناگهان توانایی شنیدن افکار درونی زنان را به دست میآورد. این قدرت غیرمنتظره، برای او یک امتیاز است
«ناتالی» (دیاز)،«دیلن» (باریمور) و «الکس» (لیو)، برای مردی به نام «چارلی» (با صدای فورسایت) کار می کنند که هرگز با کارمندان خود رو در رو ملاقات نمی کند. در مأموریت این بار، «اریک ناکس» (راکول)، یکی از نوابغ فن آوری های الکترونیک ربوده شده و «راجر کوروین» اهریمنی (کوری) مظنون شماره ی یک تلقی می شود...
درام عاشقانه درباره یک مرد عیاش مسن که عاشق یک زن جوان شیرین اما بیمار لاعلاج میشود.
«بنجامین مارتین» (با بازی مل گیبسون)، قهرمان جنگی سابق و پدر هفت فرزند در کارولینای جنوبی، با آغاز انقلاب آمریکا و کشیده شدن خشونت به خانهاش، مجبور به نبرد میشود. او که در ابتدا تمایلی به شرکت در جنگ ندارد، پس از فاجعهای خانوادگی، به یکی از رهبران شبهنظامیان تبدیل شده و علیه نیروهای بریتانیایی، به ویژه سرهنگ بیرحم «تاوینگتون» (با بازی جیسون آیزاکس)، به مبارزه میپردازد تا از خانواده و سرزمینش دفاع کند.
«نورمن اسپنسر» (فورد)، محقق علمی دانشگاه، روز به روز بیش تر نگران همسرش، «کلر» (فایفر) می شود. «کلر» ادعا می کند در داخل و اطراف خانه شان، در نزدیکی دریاچه ی ورمانت، صداهایی می شنود و منظره های خوفناکی مثل تصویر صورت یک زن جوان را در آب مشاهده می کند...
«راب گوردون»، صاحب یک فروشگاه صفحهفروشی، از طریق آهنگها و لیستهای ۱۰تایی به بررسی روابط عاشقانه شکستخوردهاش میپردازد. او در این مسیر، با دوستان عجیب و غریبش، «دیک» و «بری»، که در فروشگاه او کار میکنند، به دنبال پاسخهای خود است.
«کوزکو»، امپراتور جوان، خودخواه و مغرور یک پادشاهی باستانی، برنامههای بلندپروازانهای برای ساخت یک استراحتگاه تفریحی مجلل برای تولدش دارد. او برای این منظور، روستای یک کشاورز سادهدل به نام «پاچا» را انتخاب میکند تا آن را تخریب کند. اما «یورما»، مشاور شرور و جاهطلب «کوزکو»، با یک نقشهی شوم، او را به اشتباه به یک لاما تبدیل میکند. «کوزکو» که اکنون در قالب یک لاما سرگردان است، مجبور میشود برای بازگشت به شکل انسانی و پس گرفتن تاج و تختش، با همان کشاورز بیچارهای که قصد داشت خانهاش را نابود کند، همراه شود.