در اوایل قرن بیستم، سرهنگ ویلیام لادلو، سه پسر خود را در مزرعهای دورافتاده در مونتانا بزرگ میکند. داستان زمانی پیچیدهتر میشود که ساموئل، کوچکترین پسر، نامزدش سوزانا را به خانه میآورد. هر سه برادر شیفته زیبایی سوزانا میشوند. با شروع جنگ جهانی اول، فاجعهای رقم میخورد که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. مرگ، عشقهای نافرجام، و حسادتهای پنهان، خانواده را با چالشهای بزرگی روبرو میکند.
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3404 عنوان
«میکی» و «مالوری»، دو عاشق شوریده که به صورت خشونتباری از گذشتهی خود فرار کردهاند، تصمیم میگیرند راهی جاده شوند و یک سلسلهقتلهای بیهدف را آغاز کنند. اعمال جنونآمیز و بیرحمانهی آنها به سرعت توجه رسانهها را جلب میکند و آنها را به قهرمانان فرعی فرهنگ پاپ تبدیل میکند.
خونآشامی به نام «لویی» داستان زندگی نامیرای خود را برای یک خبرنگار روایت میکند. او از تبدیل شدنش توسط «لستات» کاریزماتیک، و سپس رابطه پیچیدهشان با «کلودیا»، دختری کوچک که او نیز به خونآشام تبدیل میشود، میگوید.
در فیلم «سرعت»، شهر لسآنجلس درگیر وحشت ناشی از اقدامات یک بمبگذار حرفهای و روانپریش به نام «هاوارد پین» میشود. او پس از یک عملیات ناموفق برای گروگانگیری در آسانسور، این بار یک اتوبوس پر از مسافر را هدف قرار میدهد و آن را به یک تله مرگبار تبدیل میکند. شرط «پین» برای عدم انفجار، حرکت مداوم اتوبوس با سرعتی بالاتر از ۵۰ مایل بر ساعت است و در صورت کاهش سرعت، فاجعه رخ خواهد داد.
«استنلی ایپکیس»، فردی که در آرزوی هیجان و اعتماد به نفس است، به طور اتفاقی ماسکی باستانی را کشف میکند که او را به نسخهای اغراقآمیز از خودش تبدیل میکند. این موجود سبز پوست، قدرتهای جادویی بیحد و حصری دارد و به «استنلی» این امکان را میدهد که هر آرزویی را به واقعیت تبدیل کند. او با این شخصیت جدید خود دست به کارهای عجیب و غریبی میزند، اما این تغییر و تحول او را درگیر موقعیتهای خطرناک و خندهداری با قانون و افراد شرور میکند، در حالی که او سعی دارد کنترل زندگیاش را حفظ کند.
روایت زندگی «سیمبا»، شاهزاده شیر جوانی است که در دشتهای وسیع آفریقا، زیر سایه پدر قدرتمندش «موفاسا» بزرگ میشود. در حالی که عمویش حسود «اسکار» نقشههایی برای تصاحب تاج و تخت میکشد، «سیمبا» با همراهی دوستان وفادارش مانند «نالا»، «تیمون» و «پومبا»، در مسیری پرماجرا برای حفظ میراث خانوادگی قدم میگذارد.
«لئون»، یک آدمکش حرفهای تنها در شهر «نیویورک»، به طور ناخواسته سرپرستی دختری نوجوان به نام «ماتیلدا» را بر عهده میگیرد. وقتی خانوادهی «ماتیلدا» قربانی یک جنایت میشود، او به دنبال پناه گرفتن نزد «لئون» است و میان این دو پیوندی خاص شکل میگیرد.
«فارست»، مردی ساده از آلاباما با بهره هوشی پایین، زندگی را با نگاهی پاک تجربه میکند. او در دل دهههای 50 تا 70 آمریکا، با قلب بزرگش مسیرهای غیرمنتظرهای را طی میکند و همیشه در آرزوی دیدار دوباره با «جنی»، عشق کودکیاش، است.
این فیلم با ساختاری غیرخطی، داستان چند شخصیت درگیر در دنیای تبهکاری لسآنجلس را روایت میکند. از «وینسنت» و «ژول» دو آدمکش پرحرف، تا یک بوکسور یاغی و همسر رئیس مافیا، هر خط داستانی با طنز تلخ، دیالوگهای بهیادماندنی و لحظاتی پرتنش همراه است. این فیلم با روایتهای درهمتنیدهاش، تصویری متفاوت و ماندگار از خشونت، انتخاب، و سرنوشت ارائه میدهد.
در فیلم سینمایی «رستگاری در شاوشنک»، «اندی دوفرین»، بانکداری آرام و باهوش، به ناحق به حبس ابد در زندان «شاوشنک» محکوم میشود. در این زندان سرد و بیرحم، او با دنیایی از سختیها و انسانهایی با گذشتههای متفاوت روبهرو میشود. «اندی» با روحیهای تسلیمناپذیر و ذهن خلاقش، کمکم جای خود را میان زندانیان پیدا میکند و رابطهای دوستانه با یکی از آنها به نام «رد» شکل میدهد. داستان این فیلم درام، روایتی از امید، پشتکار و قدرت روح انسان در برابر ناملایمات است. آیا میتوان در تاریکترین لحظات، نوری از امید یافت؟
در اواسط قرن نوزدهم، «ایدا» (هانتر)، زن اسکاتلندی لال و دختر کوچکش «فلورا» (پاکویین)، به زلاند نو فرستاده می شوند تا طبق قرارهایی که پدر «ایدا» گذاشته، او با «استوارت» (نیل)، زمین دار محلی ازدواج کند. «استوارت» از همان آغاز نظر خوشی به پیانوی بزرگ «ایدا» ندارد. در حالی که «جرج» (کایتل)، مباشر «استوارت» درخواست می کند تا «ایدا» به او درس پیانو دهد و «استوارت» نیز رضایت می دهد …
این فیلم اولین قسمت از سهگانه فیلمهایی با موضوع مشاغل جامعه فرانسه است و داستان زندگی یک آهنگساز که با مرگ شوهر و فرزندش دست و پنجه نرم می کند, روایت می شود.
قرن نوزدهم میلادی، جایی در فلسطین، «رابین هود» (الوز) از زندان فرار می کند و با شنا خود را به انگلستان می رساند، بلافاصله باخبر می شود که حکومت ملک شان را مصادره کرده و تمام خویشاوندانش به قتل رسیده اند. «رابین» نیز شورشی را علیه «شاهزاده جان خبیث» (لوییس)، به راه می اندازد...
پس از گذشت سالها در شب هالووین، سه جادوگر شیطانی از خواب بیدار می شوند و تصمیم می گیرند تا انتقام خود را از مردم شهر بگیرند.
برنامه های یک قانونگذار برای بازنشستگی در Tombstone، آریزونا، توسط قانون شکنی هایی که او به خاطر حذف آنها مشهور بود، مختل می شود.
«گری کانلون»، جوان ایرلندی، به همراه دوستانش به اتهام بمبگذاری در یک میخانه در لندن دستگیر میشود. او و پدرش به جرم همکاری با ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) به حبس ابد محکوم میشوند. اما «گری» به کمک وکیلی مصمم، تلاش میکند تا بیگناهی خود و پدرش را ثابت کند و عدالت را برقرار کند. این فیلم، داستانی واقعی از بیعدالتی، تبعیض و مبارزه برای آزادی را به تصویر میکشد.
«کلارنس وورلی»، یک عاشق فیلم، در شبی با دختری به نام «آلاباما ویتمن» در یک کلوپ فیلم آشنا میشود و آنها بلافاصله عاشق هم میشوند. پس از ازدواج، «کلارنس» تصمیم میگیرد «آلاباما» را از گذشتهی خطرناک او نجات دهد، که این تصمیم آنها را درگیر دنیای تبهکاران و باندهای مواد مخدر میکند. این زوج جوان، در حالی که توسط پلیس و گانگسترها تعقیب میشوند، در سراسر «آمریکا» فرار میکنند. فیلم، داستانی پر از خشونت، عشق، کمدی سیاه و لحظات غیرمنتظره است.
پس از یک طلاق پر هرج و مرج، پدری مهربان و بیکار (با بازی «رابین ویلیامز») که از دوری فرزندانش رنج میبرد، برای نزدیک ماندن به آنها دست به یک اقدام عجیب میزند. او با کمک برادر گریمورش، خود را به شکل یک دایه مسن و اسکاتلندی به نام «خانم داوتفایر» درمیآورد و موفق میشود به عنوان پرستار بچهها در خانه همسر سابقش (با بازی «سالی فیلد») مشغول به کار شود.
«جک اسکلینگتون»، فرمانروای «شهر هالووین»، از جشنهای پی در پی و تکراری هالووین به ستوه آمده است. او به دنبال شور و هیجان تازهای میگردد که او را به کشف «شهر کریسمس» میرساند. «جک» مسحور شادی و سنتهای این شهر جدید میشود و تصمیم میگیرد امسال خود مدیریت جشن کریسمس را بر عهده بگیرد. او با ایدههای خاص خود از هالووین، قصد دارد کریسمسی فراموشنشدنی و در عین حال کمی عجیب رقم بزند.
«روز گراندهاگ» داستان فیل کانرز، یک هواشناس بداخلاق را روایت میکند که برای پوشش خبری مراسم سالانه «روز گراندهاگ» به شهری کوچک میرود. اما پس از اتمام مراسم، او در یک حلقه زمانی گرفتار میشود؛ به این معنی که هر روز صبح، دوباره در همان روز قبل از خواب بیدار میشود. او بارها و بارها مجبور است همان روز را تجربه کند، در حالی که همه چیز اطرافش ثابت است و فقط خودش از این تکرار آگاه است. حالا فیل باید راهی برای شکستن این حلقه زمانی بیابد.
«جان هموند»، سرمایهدار رویاپرداز، پارکی انقلابی با دایناسورهای زندهشده از DNA باستانی میسازد. «آلن گرنت»، دیرینهشناس، و «الی ساتلر»، گیاهشناس، به همراه نوههای «هموند» به جزیره دعوت میشوند. اما وقتی سیستمهای امنیتی پارک از کار میافتند، دایناسورها آزاد میشوند. در میان هرجومرج و خطر، «گرنت» و دیگران برای بقا در جزیرهای پر از هیولاهای ماقبل تاریخ میجنگند.
در میانهی دوران تاریک و هولناک جنگ جهانی دوم، بازرگانی آلمانی به نام «اسکار شیندلر» در تلاش برای کسب سود از اوضاع بحرانی، وارد همکاری با رژیم حاکم میشود. اما در مسیر این همکاری، با واقعیتی دردناک روبهرو میگردد که نگاه او را نسبت به انسانیت دگرگون میسازد.
این فیلم سرگذشت «مالکوم ایکس» رهبر مشهور سیاه پوستان آمریکایی را روایت می کند. او در شش سالگی پدرش را از دست داد، و درس و مدرسه را رها کرد. او سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفته بود، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد. او در زندان به مطالعات مذهبی پرداخت و با دین اسلام آشنا شد...
هنگامی که یک خواننده کلوپ شبانه مجبور می شود از اوباش در صومعه پناه بگیرد، او در نهایت گروه کر صومعه را به یک گروه کر روحی تبدیل می کند که با رپرتوار موتاون کامل می شود، تا زمانی که مشهور شدن ناگهانی گروه کر هویت او را به خطر می اندازد.