با وقفه ای که جنگ جهانی دوم در مسابقات لیگ بیس بال مردان آمریکا ایجاد می کند، لیگ جدیدی برای رقابت تیم های زنانه تشکیل می شود. در این بین «داتی» (دیویس) و خواهرش، «کیت» (پتی)، و «می» فریبنده (مادونا) به این ورزش مردانه روی می آورند. «جیمی» (هنکس)، مربی دائم الخمر نیز مربی گری آنان را به عهده می گیرد...
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3404 عنوان
یک مامور سرویس مخفی، وظیفه محافظت از یک خواننده را بر عهده می گیرد که سبک زندگی او بسیار متفاوت از یک رئیس جمهور است.
این فیلم به ریشههای «کنت دراکولا»، شاهزادهای باستانی از «ترانسیلوانیا»، میپردازد که در مواجهه با تراژدی و ناامیدی، پیمانی تاریک میبندد. این پیمان او را به موجودی جاودانه تبدیل میکند که قرنها در سایهها زندگی کرده است. داستان در سال ۱۸۹۷، زمانی که «دراکولا» به لندن میآید، دنبال میشود. حضور او در شهر اتفاقات وحشتناکی را رقم میزند و او را در مسیر رویارویی با «پروفسور آبراهام ون هلسینگ» و تیمی از شکارچیان خونآشام قرار میدهد.
«گاتهام » خود را برای جشنهای کریسمس آماده میکند، اما تاریکیای جدید بر فراز شهر سایه افکنده است. مرد خبیثی به نام «پنگوئن» که سالها در فاضلابها پنهان بوده، تصمیم میگیرد به سطح شهر بازگردد و برای خود جایگاهی پیدا کند. همزمان، «سِلینا کایل»، دستیار یک سرمایهدار فاسد، پس از یک اتفاق هولناک، به «زن گربهای» مرموز و انتقامجو تبدیل میشود. در این میان، «بتمن» باید نه تنها با این دو شخصیت پیچیده و خطرناک روبرو شود، بلکه با شهروندی نیز مقابله کند که به نظر میرسد «پنگوئن» را قهرمان خود میداند.
«الن ریپلی» بار دیگر خود را در شرایطی کابوسوار مییابد. پس از فرار نفسگیرش از سیارهی بیگانه، کپسول نجات او به سیارهای متروک و تاریک به نام «فایورینا ۳» سقوط میکند؛ سیارهای که تنها ساکنان آن مجرمانی خطرناک و تبعیدشده در یک زندان فوق امنیتی هستند. او تنها بازمانده از همراهانش است و به زودی متوجه میشود که همراه با او، یک موجود بیگانه و مرگبار نیز به این سیاره راه پیدا کرده است. در این محیط خصمانه که هیچ سلاحی در دسترس نیست، «ریپلی» باید با هوش و غریزهی بقای خود برای مقابله با این شکارچی بیرحم مبارزه کند
«تنها در خانه ۲»، یک کمدی خانوادگی کلاسیک، بار دیگر «کوین مککالیستر» (با بازی مکالی کالکین) را در موقعیت ناخواستهای قرار میدهد. این بار، «کوین» به جای اینکه در خانه تنها بماند، به اشتباه از خانوادهاش جدا شده و سر از شهر شلوغ و پر زرق و برق نیویورک در میآورد. او با کارت اعتباری پدرش در هتلی لوکس اقامت میکند و از امکانات شهر لذت میبرد. اما این آرامش دیری نمیپاید، زیرا او دوباره با دو خلافکار آشنا، «هری» (جو پشی) و «مارو» (دنیل استرن) روبرو میشود. «کوین» با نقشههایی زیرکانه، کریسمس این تبهکاران را به کابوس تبدیل میکند.
در سال ۱۸۸۰، در شهر بیقانون بیگیر ریور، دو کابوی به نامهای «داوی بیسون» و «ماونتی» به طرز وحشیانهای به روسپی «دلیله فیتزجرالد» حمله میکنند. «لیتل بیل داگت»، کلانتر ظالم، آنها را به سادگی آزاد میکند. روسپیها پاداشی برای انتقام تعیین میکنند که «ویلیام مانی»، هفتتیرکش بازنشسته و فقیر، را وسوسه کرده تا همراه با «اسکوفیلد کید» و «ند لوگان»، دوباره دست به اسلحه ببرد و راهی سفری خونین شود.
به شهر پر رمز و راز آگربا خوش آمدید، جایی که رویاها به حقیقت میپیوندند! اینجا با «علاءالدین» آشنا میشویم، پسری زرنگ و خوشقلب که با وجود زندگی سختش، هرگز امیدش را از دست نمیدهد. اما داستان واقعی زمانی آغاز میشود که «علاءالدین» به طور اتفاقی، یک «چراغ جادو» کهنه و غبارگرفته را کشف میکند. از این چراغ، یک موجود خارقالعاده و پرقدرت خارج میشود که میتواند سه آرزوی او را برآورده کند! همین کشف، «علاءالدین» را وارد یک ماجراجویی بینظیر و سرشار از جادو و هیجان میکند.
«آقای سفید»، «آقای نارنجی» و گروهی از تبهکاران با نامهای مستعار، برای سرقت الماس گرد هم میآیند. اما نقشهشان بهسرعت به هرجومرج کشیده میشود و اعتماد میانشان فرومیریزد. در انباری متروکه، تنشها بالا میگیرد ....
سرگذشت «جیم ماریسن»، شاعر و دانشجوی سینما، که با تشکیل گروه موسیقی «دورز»، با اشعار و صدای خودش، به شهرت جهانی دست پیدا می کند...
یک بازپرس بخش قضایی در نیو اورلئان پی می برد که ماجراهای بیشتری پشت ترور «جان اف کندی» وجود دارد که برملا نشده اند...
«پیتر بنینگ» یک وکیل موفق و پرمشغله در سان فرانسیسکو است که به دلیل تمرکز بر شغلش، از خانوادهاش دور شده و تمام خاطرات دوران کودکی خود را از دست داده است. او کاملاً فراموش کرده که زمانی «پیتر پن» بوده است. زندگی آرام او با همسر و دو فرزندش زمانی به هم میریزد که فرزندانش توسط یک نیروی مرموز ربوده میشوند و سر و کله «تینکر بل» پری کوچک پیدا میشود.
این انیمیشن کلاسیک دیزنی، داستان «بل»، دختری بیهمتا و کتابخوان را دنبال میکند که به طور ناخواسته در قلعهای نفرینشده توسط یک «دیو» وحشتناک اسیر میشود. «بل» در میان ترس و تردیدهای اولیه، متوجه میشود که «دیو» و قلعهاش رازی را در خود نهفته دارند.
این فیلم روایت ماجرای «سارا کانر» و پسر نوجوانش «جان کانر» است که بار دیگر با تهدید ماشینهای هوشمند و آیندهای تاریک روبرو میشوند. یک سایبورگ محافظ، شبیه به مدل قبلی که شکست خورده بود، مأموریت دارد تا جان را از دست یک ترمیناتور پیشرفتهتر و قدرتمندتر حفظ کند، در حالی که آنها در تعقیب و گریزی پرتنش، برای بقای بشریت میجنگند.
«کلاریس استارلینگ»، کارآموز جوان افبیآی، برای دستگیری قاتلی مرموز با نام «بیل»، باید با «دکتر هانیبال لکتر» که زمانی روانپزشک معروف بوده و حالا در زندان است، وارد گفتوگو شود. تلاش «کلاریس» برای جلب اعتماد «هانیبال» سرشار از تعلیق است و او مجبور میشود در میان رازها و معماهای ذهن این زندانی خطرناک، به سرنخهایی برای نابودی قاتل دست پیدا کند.
روزهای تندر؛ فیلمی در ژانر ورزشی اکشن درام به کارگردانی تونی اسکات است. کول تریکل، جوان بی تجربه اما جویای نام و علاقه مند راندن اتوموبیل های مسابقه ای، مورد حمایت تیم دولن قرار می گیرد. از طرف دیگر هری هاگ، راننده سابق، نیز نقش مربی او را به عهده می گیرد. کول رقیبی به نام رودی برنز دارد…
«راکی» (استالون) به دلیل خطر ضربه ی مغزی دیگر قادر نیست در مسابقات بوکس شرکت کند. او که بر اثر اتفاقاتی ورشکسته شده، مربی گری بوکسور جوان تشنه ی شهرت، «تامی گان» (ماریسن) را به عهده می گیرد...
سال ۱۹۶۹، «دکتر مالکوم سیر» (ویلیامز)، مدیر بیمارستان بین بریج را متقاعد می کند تا اجازه بدهد او داروی لوو دوپا را – که در درمان پارکینسون مؤثر بوده-روی «لنرد لووه» (دنیرو) که از کودکی به تدریج کنترل حرکاتش را از دست داده و دچار کاتاتونیا شده، امتحان کند. «لنرد» تحت تأثیر لوو دوپا آرام آرام قدرت حرکت و تکلمش را دوباره به دست می آورد...
«سم وایت»، یک بانکدار موفق، در شبی مورد حمله قرار میگیرد و جان خود را از دست میدهد. اما روح او در این دنیا باقی میماند و به زودی متوجه میشود که مرگش تصادفی نبوده و دوستدخترش، «مالی جنسن»، در خطر است. «سم» که نمیتواند با او ارتباط مستقیم برقرار کند، با یک واسطهی روحی به نام «اودا می براون» ملاقات میکند که ادعا میکند توانایی شنیدن صدای ارواح را دارد. «سم» از طریق «اودا می» تلاش میکند تا «مالی» را از خطر آگاه کرده و حقیقت مربوط به شرایطش را کشف کند.
«جان جی. دانبار» (با بازی و کارگردانی کوین کاستنر)، ستوان ارتش اتحادیه، پس از انجام عملی دلاورانه در جنگ داخلی، به دورافتادهترین مرزهای غربی آمریکا منتقل میشود. او در آنجا، به تنهایی در یک پاسگاه دورافتاده، زندگی میکند و به تدریج با یک گله گرگ و سپس با قبیلهای از بومیان آمریکا (قبیله سو) ارتباط برقرار میکند
«پدرخوانده: قسمت سوم» (The Godfather: Part III) محصول ۱۹۹۰، بازگشتی به دنیای پیچیده خانواده کورلئونه است. «مایکل کورلئونه» (آل پاچینو) پس از سالها حکمرانی بر امپراطوری جنایتکارانه، اکنون به دنبال مشروعیت بخشیدن به ثروت و نام خانوادهاش است. او در تلاش برای قطع تمام روابط با دنیای مافیا و پاک کردن نام خود، وارد معاملات بزرگ با کلیسای کاتولیک میشود. اما سایه گذشته هرگز او را رها نمیکند و او مجبور میشود برای محافظت از خانوادهاش و میراثش، دوباره وارد بازیهای خطرناک قدرت شود. «کای آدامز» (دایان کیتون) نیز در این مسیر پرفراز و نشیب، در کنار «مایکل» قرار دارد. این فیلم جنایی کلاسیک، پایانی دردناک بر داستان یکی از قدرتمندترین خانوادههای تاریخ سینماست.
پس از حوادث قسمت دوم، «مارتی مکفلای» در سال ۱۹۵۵ متوجه میشود که «دکتر اِمِت براون» به طور ناخواسته به سال ۱۸۸۵ و دوران غرب وحشی فرستاده شده است. هنگامی که «مارتی» نامهای از «داک» پیدا میکند که در آن خبر از مرگ قریبالوقوع او توسط یک تبهکار محلی داده شده، تصمیم میگیرد به گذشته سفر کند تا دوستش را نجات دهد.
در بالای تپهای دورافتاده، در یک قلعه قدیمی و تاریک، «ادوارد»، مخلوقی عجیب با قیچیهایی به جای دستها، به تنهایی زندگی میکند. او که حاصل آخرین تلاشهای یک مخترع تنها بوده، پس از مرگ خالقش در انزوا به سر میبرد. زندگی او زمانی دستخوش تغییر میشود که «پگ باگز»، یک زن فروشنده لوازم آرایش با دلی مهربان، او را پیدا کرده و تصمیم میگیرد وی را به خانه خود در حومه شهرکی رنگارنگ و ظاهراً بینقص بیاورد.
در یک اشتباه باورنکردنی و در اوج هیاهوی سفر کریسمس، خانواده «مککالیستر» هشت ساله خود، «کوین»، را در خانه تنها میگذارند و راهی پاریس میشوند. این فیلم کمدی، ماجراهای بامزه و پرهیجان «کوین» را به تصویر میکشد که ابتدا از آزادی ناگهانیاش لذت میبرد، اما خیلی زود با دو سارق بدشانس و دستوپاچلفتی به نامهای «هری» و «مارو» روبرو میشود.