در سال ۱۸۸۰، در شهر بیقانون بیگیر ریور، دو کابوی به نامهای «داوی بیسون» و «ماونتی» به طرز وحشیانهای به روسپی «دلیله فیتزجرالد» حمله میکنند. «لیتل بیل داگت»، کلانتر ظالم، آنها را به سادگی آزاد میکند. روسپیها پاداشی برای انتقام تعیین میکنند که «ویلیام مانی»، هفتتیرکش بازنشسته و فقیر، را وسوسه کرده تا همراه با «اسکوفیلد کید» و «ند لوگان»، دوباره دست به اسلحه ببرد و راهی سفری خونین شود.
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3521 عنوان
به شهر پر رمز و راز آگربا خوش آمدید، جایی که رویاها به حقیقت میپیوندند! اینجا با «علاءالدین» آشنا میشویم، پسری زرنگ و خوشقلب که با وجود زندگی سختش، هرگز امیدش را از دست نمیدهد. اما داستان واقعی زمانی آغاز میشود که «علاءالدین» به طور اتفاقی، یک «چراغ جادو» کهنه و غبارگرفته را کشف میکند. از این چراغ، یک موجود خارقالعاده و پرقدرت خارج میشود که میتواند سه آرزوی او را برآورده کند! همین کشف، «علاءالدین» را وارد یک ماجراجویی بینظیر و سرشار از جادو و هیجان میکند.
«آقای سفید»، «آقای نارنجی» و گروهی از تبهکاران با نامهای مستعار، برای سرقت الماس گرد هم میآیند. اما نقشهشان بهسرعت به هرجومرج کشیده میشود و اعتماد میانشان فرومیریزد. در انباری متروکه، تنشها بالا میگیرد ....
سرگذشت «جیم ماریسن»، شاعر و دانشجوی سینما، که با تشکیل گروه موسیقی «دورز»، با اشعار و صدای خودش، به شهرت جهانی دست پیدا می کند...
یک بازپرس بخش قضایی در نیو اورلئان پی می برد که ماجراهای بیشتری پشت ترور «جان اف کندی» وجود دارد که برملا نشده اند...
«پیتر بنینگ» یک وکیل موفق و پرمشغله در سان فرانسیسکو است که به دلیل تمرکز بر شغلش، از خانوادهاش دور شده و تمام خاطرات دوران کودکی خود را از دست داده است. او کاملاً فراموش کرده که زمانی «پیتر پن» بوده است. زندگی آرام او با همسر و دو فرزندش زمانی به هم میریزد که فرزندانش توسط یک نیروی مرموز ربوده میشوند و سر و کله «تینکر بل» پری کوچک پیدا میشود.
این انیمیشن کلاسیک دیزنی، داستان «بل»، دختری بیهمتا و کتابخوان را دنبال میکند که به طور ناخواسته در قلعهای نفرینشده توسط یک «دیو» وحشتناک اسیر میشود. «بل» در میان ترس و تردیدهای اولیه، متوجه میشود که «دیو» و قلعهاش رازی را در خود نهفته دارند.
این فیلم روایت ماجرای «سارا کانر» و پسر نوجوانش «جان کانر» است که بار دیگر با تهدید ماشینهای هوشمند و آیندهای تاریک روبرو میشوند. یک سایبورگ محافظ، شبیه به مدل قبلی که شکست خورده بود، مأموریت دارد تا جان را از دست یک ترمیناتور پیشرفتهتر و قدرتمندتر حفظ کند، در حالی که آنها در تعقیب و گریزی پرتنش، برای بقای بشریت میجنگند.
«کلاریس استارلینگ»، کارآموز جوان افبیآی، برای دستگیری قاتلی مرموز با نام «بیل»، باید با «دکتر هانیبال لکتر» که زمانی روانپزشک معروف بوده و حالا در زندان است، وارد گفتوگو شود. تلاش «کلاریس» برای جلب اعتماد «هانیبال» سرشار از تعلیق است و او مجبور میشود در میان رازها و معماهای ذهن این زندانی خطرناک، به سرنخهایی برای نابودی قاتل دست پیدا کند.
روزهای تندر؛ فیلمی در ژانر ورزشی اکشن درام به کارگردانی تونی اسکات است. کول تریکل، جوان بی تجربه اما جویای نام و علاقه مند راندن اتوموبیل های مسابقه ای، مورد حمایت تیم دولن قرار می گیرد. از طرف دیگر هری هاگ، راننده سابق، نیز نقش مربی او را به عهده می گیرد. کول رقیبی به نام رودی برنز دارد…
«راکی» (استالون) به دلیل خطر ضربه ی مغزی دیگر قادر نیست در مسابقات بوکس شرکت کند. او که بر اثر اتفاقاتی ورشکسته شده، مربی گری بوکسور جوان تشنه ی شهرت، «تامی گان» (ماریسن) را به عهده می گیرد...
سال ۱۹۶۹، «دکتر مالکوم سیر» (ویلیامز)، مدیر بیمارستان بین بریج را متقاعد می کند تا اجازه بدهد او داروی لوو دوپا را – که در درمان پارکینسون مؤثر بوده-روی «لنرد لووه» (دنیرو) که از کودکی به تدریج کنترل حرکاتش را از دست داده و دچار کاتاتونیا شده، امتحان کند. «لنرد» تحت تأثیر لوو دوپا آرام آرام قدرت حرکت و تکلمش را دوباره به دست می آورد...
«سم وایت»، یک بانکدار موفق، در شبی مورد حمله قرار میگیرد و جان خود را از دست میدهد. اما روح او در این دنیا باقی میماند و به زودی متوجه میشود که مرگش تصادفی نبوده و دوستدخترش، «مالی جنسن»، در خطر است. «سم» که نمیتواند با او ارتباط مستقیم برقرار کند، با یک واسطهی روحی به نام «اودا می براون» ملاقات میکند که ادعا میکند توانایی شنیدن صدای ارواح را دارد. «سم» از طریق «اودا می» تلاش میکند تا «مالی» را از خطر آگاه کرده و حقیقت مربوط به شرایطش را کشف کند.
«جان جی. دانبار» (با بازی و کارگردانی کوین کاستنر)، ستوان ارتش اتحادیه، پس از انجام عملی دلاورانه در جنگ داخلی، به دورافتادهترین مرزهای غربی آمریکا منتقل میشود. او در آنجا، به تنهایی در یک پاسگاه دورافتاده، زندگی میکند و به تدریج با یک گله گرگ و سپس با قبیلهای از بومیان آمریکا (قبیله سو) ارتباط برقرار میکند
«پدرخوانده: قسمت سوم» (The Godfather: Part III) محصول ۱۹۹۰، بازگشتی به دنیای پیچیده خانواده کورلئونه است. «مایکل کورلئونه» (آل پاچینو) پس از سالها حکمرانی بر امپراطوری جنایتکارانه، اکنون به دنبال مشروعیت بخشیدن به ثروت و نام خانوادهاش است. او در تلاش برای قطع تمام روابط با دنیای مافیا و پاک کردن نام خود، وارد معاملات بزرگ با کلیسای کاتولیک میشود. اما سایه گذشته هرگز او را رها نمیکند و او مجبور میشود برای محافظت از خانوادهاش و میراثش، دوباره وارد بازیهای خطرناک قدرت شود. «کای آدامز» (دایان کیتون) نیز در این مسیر پرفراز و نشیب، در کنار «مایکل» قرار دارد. این فیلم جنایی کلاسیک، پایانی دردناک بر داستان یکی از قدرتمندترین خانوادههای تاریخ سینماست.
پس از حوادث قسمت دوم، «مارتی مکفلای» در سال ۱۹۵۵ متوجه میشود که «دکتر اِمِت براون» به طور ناخواسته به سال ۱۸۸۵ و دوران غرب وحشی فرستاده شده است. هنگامی که «مارتی» نامهای از «داک» پیدا میکند که در آن خبر از مرگ قریبالوقوع او توسط یک تبهکار محلی داده شده، تصمیم میگیرد به گذشته سفر کند تا دوستش را نجات دهد.
در بالای تپهای دورافتاده، در یک قلعه قدیمی و تاریک، «ادوارد»، مخلوقی عجیب با قیچیهایی به جای دستها، به تنهایی زندگی میکند. او که حاصل آخرین تلاشهای یک مخترع تنها بوده، پس از مرگ خالقش در انزوا به سر میبرد. زندگی او زمانی دستخوش تغییر میشود که «پگ باگز»، یک زن فروشنده لوازم آرایش با دلی مهربان، او را پیدا کرده و تصمیم میگیرد وی را به خانه خود در حومه شهرکی رنگارنگ و ظاهراً بینقص بیاورد.
در یک اشتباه باورنکردنی و در اوج هیاهوی سفر کریسمس، خانواده «مککالیستر» هشت ساله خود، «کوین»، را در خانه تنها میگذارند و راهی پاریس میشوند. این فیلم کمدی، ماجراهای بامزه و پرهیجان «کوین» را به تصویر میکشد که ابتدا از آزادی ناگهانیاش لذت میبرد، اما خیلی زود با دو سارق بدشانس و دستوپاچلفتی به نامهای «هری» و «مارو» روبرو میشود.
«هنری هیل» از نوجوانی شیفته زندگی گنگستری در محلهای در «نیویورک» است و به تدریج، با حمایت «جیمی کانوی» و «تامی دووایتو» وارد دنیای پیچیده و خطرناک مافیا میشود. او تجربه صعود از پایینترین ردهها تا کسب نفوذ در میان گنگسترها را از سر میگذراند
«توئین پیکس» یک سریال درام معمایی-فانتزی-ترسناک است که داستان قتل مرموز «لارا پالمر»، دختر محبوب و به ظاهر بیعیب و نقص، در شهر کوچک و عجیب «توئین پیکس» در ایالت واشینگتن را روایت میکند. مامور ویژه FBI، «دیل کوپر»، برای تحقیق درباره این پرونده وارد شهر میشود و به تدریج با لایههای پنهان، اسرار تاریک و شخصیتهای عجیب و غریب ساکنان این شهر روبرو میشود. همانطور که «کوپر» به حل پرونده نزدیکتر میشود، او و بیننده با عناصر سوررئال، کابوسوار و ماورایی روبهرو میشوند که به مرز بین واقعیت و خیال میپردازند و حال و هوایی منحصر به فرد به سریال میبخشند.
بیوگرافی ران کوویچ. او که در جنگ ویتنام فلج شده بود، پس از احساس خیانت توسط کشوری که برای آن جنگید، به یک فعال سیاسی ضد جنگ و طرفدار حقوق بشر تبدیل می شود.
آيووا. «ري کينسلا» (کاستنر) هم راه همسرش، «آني» و دخترشان، «کارين» در مزرعه ي خود زندگي آرامي دارد. تا اين که صدايي از غيب به او مي گويد که اگر در وسط مزرعه اش يک زمين بيس بال بسازد، قهرمان افسانه اي، «جو جکسن بي کفش» ، از دنياي مردگان مي آيد و در آن جا بار ديگر بازي مي کند...
فیلم افتخار به تبعیضهای علیه سیاهان در جامعه امریکا بویژه در جنگهای داخلی این کشور می پردازد. این جنگها بین ایالات شمالی، متحدین، و ایالات جنوبی رخ می دهد. مسئولین شهر بوستون در ماساچوست، از ایالات شمالی، که مخالف برده داری هستند هنگی از سیاهان را تشکیل می دهند و «رابرت شاو» (متیو برودریک)، فرزند یکی از متنفذین شهر را فرمانده این هنگ می کنند. شاو به آموزش این هنگ که اکثرا برده های فراری ایالات جنوبی هستند می پردازد اما گویا تبعیضهای موجود اجازه رفتن به جنگ را نمی دهند و حتی کفش و لباس نیز به آنها نمی دهند. شاو با این تعصبات مبارزه می کند و ...
مخترعی حواس پرت به نام «وین سالینسکی» (مورانیس) به شدت مشغول کار روی اختراع مهمش، اشعه ی کوچک کننده است. در اثر یک اتفاق، ماشین کوچک کننده به کار می افتد و فرزندانش و فرزندان خانواده ی دوستش «تامپسن»، کوچک می شوند. «سالینسکی» ناخواسته بچه ها را با آشغال ها به حیاط می اندازد و بچه ها می فهمند که برای رسیدن به خانه باید چندین کیلومتر از میان «جنگل» چمن حیاط بگذرند.