چهار دوست جوان و فرصتطلب در شرق لندن – «ادی»، «بیکن»، «تام» و «صابون» – با سرمایهی چهار نفرهشان، وارد یک بازی پوکر با ریسک بالا در مقابل «هچت هری»، رئیس جنایتکار بیرحم و صاحب باشگاه، میشوند. «ادی» که قمارباز ماهری است، قرار است پولشان را به چند برابر تبدیل کند، اما بازی به شکلی غیرمنتظره پیش میرود
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3608 عنوان
«جفری لبوفسکی»، مردی بیخیال و بیکار در لسآنجلس است که بیشتر وقت خود را به بازی بولینگ با دوستانش و لذت بردن از یک زندگی ساده میگذراند. زندگی آرام او زمانی دستخوش تغییر میشود که به اشتباه هدف حمله دو آدمکش قرار میگیرد که او را با یک میلیونر همنامش اشتباه گرفتهاند
«دِرِک» جوانی پرخاشگر و کاریزماتیک است که پس از وقوع یک حادثه تلخ، به دنیای جرم و نژادپرستی قدم میگذارد. پس از گذراندن محکومیت در زندان، او با گذشته تاریک خود روبرو میشود و تلاش میکند برادر کوچکش «دنی» را از تکرار اشتباهاتش بازدارد.
روایت زندگی روزمره «ترومن بربنک»، فروشنده بیمهای شاد و معمولی است که در شهری آرام و ایدئال، با همسرش «مریل» و دوست دوران کودکیاش «مارلون» زندگی میکند. اما به تدریج، رویدادهای عجیب و غیرمنتظرهای او را به فکر وامیدارند تا واقعیت اطراف خود را زیر سؤال ببرد و به جستجوی پاسخهای پنهان بپردازد.
در بحبوحهی نبردهای سهمگین جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان آمریکایی مأموریتی غیرمنتظره و دشوار را برعهده میگیرند: یافتن و بازگرداندن سربازی جوان که سه برادرش در میدان نبرد جان باختهاند.
کوبا، ۱۸۳۹٫ افریقایی های به زنجیر کشیده شده در کشتی آمیستاد سر به شورش می گذارند و اکثر خدمه ی کشتی را می کشند. یک کشتی امریکایی، آمیستاد را متوقف می کند و سیاه پوستان را به زندانی در نیوهیون می برند. حالا مالکان کشتی، خریداران برده و پادشاهی اسپانیا ادعاهای جداگانه ای را در مورد مالکیت بردگان مطرح می کنند …
یک خانم سناتور با تلاش زیاد موفق میشود یک زن را در تمرینات نیروی دریایی ارتش ثبت نام کند، در حالی که هیچ کس انتظار ندارد او از امتحانات پیش رویش سربلند بیرون آید...
دو سال پس از قتلعام در «وودزبورو»، «سیدنی پرسکات» و «رندی میکس» در کالج «وینزر» در آرامش نسبی زندگی میکنند. اما هنگامی که نسخهای جدید از فیلم «برش» (بر اساس حوادث واقعی «سیدنی») اکران میشود، یک قاتل مقلد با ماسک «گوستفیس» دوباره ظاهر میشود. «سیدنی» و دوستانش بار دیگر خود را در معرض وحشت مییابند و باید بفهمند که قاتل جدید چه کسی است و چرا گذشته را تکرار میکند، در حالی که قربانیان جدیدی نیز به لیست اضافه میشوند.
گروهی از هفت غریبه که هیچ اطلاعی از هویت یکدیگر ندارند و به طور مرموزی ربوده شدهاند، خود را در یک هزارتوی عظیم از اتاقهای مکعبی شکل مییابند. هر اتاق دارای یک درب در هر یک از شش وجه خود است و برخی از این اتاقها توسط تلههای مرگبار و خلاقانه محافظت میشوند. آنها که هیچ اطلاعی از دلیل حضورشان در این مکان یا راه خروج ندارند، باید با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای مختلف خود (از جمله ریاضیات و شناخت الگوها)، از این مکعب فرار کنند.
در کوه المپ، «هرکول»، پسر زئوس، توسط خدایان حسود دزدیده شده و از قدرت الهی خود محروم میشود، جز مقدار کمی قدرت فوقالعاده انسانی. او باید به روی زمین برگردد و ثابت کند که یک قهرمان واقعی است تا بتواند به خانه بازگردد و به المپ بازگردانده شود.
دویست سال پس از مرگ «الن ریپلی»، دانشمندان و نظامیان در یک ایستگاه فضایی تلاش میکنند تا او را با استفاده از DNA باقیمانده، کلون کنند. هدف آنها دستیابی به ملکه بیگانه است که در بدن «ریپلی» وجود داشت. اما این آزمایشهای علمی پیامدهای پیشبینینشدهای دارند و موجوداتی جدید و خطرناک را پدید میآورند.
«دکتر الی ارووی» (با بازی جودی فاستر)، یک ستارهشناس سرسخت و مصمم، زندگی خود را وقف جستجوی هوش فرازمینی از طریق سیگنالهای رادیویی کرده است. پس از سالها تلاش بیوقفه، او سرانجام یک سیگنال رمزگذاری شده از کهکشان «وگا» دریافت میکند که حاوی طرحهای یک ماشین پیچیده است. در پی این کشف عظیم، او وارد یک کشمکش علمی، سیاسی و مذهبی میشود تا بتواند اولین تماس بشر با موجودات فضایی را برقرار کند، در حالی که ایمان و عقلانیت او به چالش کشیده میشود.
«جکی براون»، یک مهماندار هواپیمای میانسال است که برای یک قاچاقچی اسلحه به نام «اوردرن» پول جابهجا میکند. زمانی که او توسط پلیس دستگیر میشود و پیشنهاد معاملهای برای همکاری با آنها و لو دادن «اوردرن» دریافت میکند، «جکی» در موقعیتی دشوار قرار میگیرد.
«ملوین اودال»، نویسندهای موفق اما به شدت بدعنق، مردمگریز و دچار اختلال وسواس فکری-عملی است که زندگی را برای اطرافیانش جهنم کرده. او از همه متنفر است، از همسایهی هنرمند و همجنسگرایش گرفته تا پیشخدمت تنها و رنجکشیدهی رستوران محبوبش. اما وقتی سلسلهای از اتفاقات غیرمنتظره او را مجبور به برقراری ارتباط با این افراد میکند، دیوارهای دفاعی «ملوین» به آرامی فرو میریزند.
«جوزف پیستونه»، مأمور ویژهی «افبیآی»، با مأموریتی پرخطر، خود را در قالب «دانی براسکو»، متخصص جواهرات، وارد دنیای زیرزمینی مافیا در نیویورک میکند. او باید به یکی از خانوادههای تبهکار نفوذ کند و اطلاعاتی حیاتی به دست آورد.
«فلچر رید»، وکیلی موفق و مشهور است، اما مشکل اینجاست که در زندگی شخصیاش، دروغگویی حرفهای و تقریباً اعتیادآور است؛ بهویژه به پسر کوچکش، «مکس». در روز تولد «مکس»، او آرزوی سادهای میکند: اینکه پدرش فقط برای یک روز، نتواند دروغ بگوید. این آرزوی معصومانه، به طرز معجزهآسایی برآورده میشود و «فلچر» صبح روز بعد بیدار میشود و متوجه میشود که قدرت گفتن هیچ دروغی را ندارد
«شان آرچر»، مامور افبیآی، مصمم است تا «کاستور تروی»، تروریستی که پسرش را کشته، دستگیر کند. پس از دستگیری «تروی»، برای کشف محل یک بمب، «آرچر» تحت یک عمل جراحی بیسابقه قرار میگیرد و چهره خود را با «تروی» عوض میکند. این تبادل هویت به فاجعهای بدل میشود
«وکیل مدافع شیطان»، فیلمی درام-ترسناک با رگههایی از ژانر ماورایی است که با ورود «کوین لومکس» (با بازی «کیانو ریوز»)، وکیلی تازه وارد به نیویورک، آغاز میشود. «کوین» که در پی یک پیروزی بزرگ در پروندهای جنجالی مورد توجه قرار گرفته، به سرعت جذب شرکت حقوقی «جان میلتون» (با بازی «آل پاچینو») میشود. او به سرعت وارد دنیایی از ثروت، قدرت و پروندههای پرفراز و نشیب میشود، اما همسرش «مریآن» (با بازی «شارلیز ترون») و مادرش، به تدریج متوجه تغییرات نگرانکنندهای در رفتار و شخصیت او میشوند.
فیلم «بازی» درباره «نیکلاس ون اورتون» است، مردی ثروتمند و کنترلگر که همه چیز در زندگیاش طبق برنامه است. برادرش، «کنراد»، به او پیشنهاد میدهد که برای هیجان بیشتر، در یک «بازی» خاص شرکت کند. «نیکلاس» وارد این بازی میشود، اما به سرعت متوجه میشود که اتفاقات پیرامونش دیگر تحت کنترل او نیستند و زندگیاش به طور فزایندهای آشفته و خطرناک میشود. او تلاش میکند از این بازی مرموز سر دربیاورد.
چهار سال پس از فاجعهی پارک ژوراسیک، «دکتر ایان مالکوم» متوجه میشود که شرکت اینجن، راز بزرگ دیگری را پنهان کرده است: جزیرهی «سُورنا» که محل تولید پنهانی دایناسورها بوده و اکنون به زیستگاهی بکر برای این موجودات عظیمالجثه تبدیل شده است. زمانی که یک تیم تحقیقاتی به رهبری «دکتر سارا هاردینگ» به این جزیره فرستاده میشود تا زندگی دایناسورها را از نزدیک مطالعه کند، «دکتر مالکوم» به سرعت برای نجات او و دخترش «کِلی» به آنجا میرود. اما گروهی دیگر با انگیزههای تجاری نیز وارد جزیره میشوند و این رقابت، ماجراجویی آنها را به یک مبارزهی نفسگیر برای بقا در برابر موجوداتی غولپیکر و وحشی تبدیل میکند.
در سال ۲۲۶۳، جهان باستانیترین و خطرناکترین تهدید خود را تجربه میکند: یک نیروی شیطانی عظیم که هر پنج هزار سال یکبار از ژرفای فضا سر بر میآورد و قصد نابودی حیات را دارد. تنها راه مقابله با این نیروی تاریکی، گردآوری چهار عنصر طبیعی به همراه یک عنصر مرموز و کلیدی پنجم است. در این میان، «کوربن دالاس»، یک راننده تاکسی معمولی و کهنهسرباز سابق، ناخواسته وارد یک ماموریت کیهانی میشود تا بشریت را از انقراض حتمی نجات دهد.
داستان در دههی ۱۹۵۰ میلادی در شهر لس آنجلس آغاز میشود. در شب کریسمس، حادثهی قتلعام خونینی در یک کافهتریای شبانهروزی به نام «مرغ شب» رخ میدهد. این واقعه، ادارهی پلیس لس آنجلس را درگیر میکند و سه کارآگاه با خصوصیات متفاوت هر یک به نحوی وارد این پرونده میشوند. این سه نفر، با روشهای جداگانه و انگیزههای متفاوت، شروع به تجسس دربارهی ابعاد این قتلهای فجیع میکنند، در حالی که لایههای زیرین جامعهی لس آنجلس، از جمله فساد درونی ادارهی پلیس و ارتباط آن با دنیای جرم، به تدریج خود را نشان میدهند.
«جیمز دارل ادواردز»، افسر پلیس نیویورک، در پی تعقیب یک موجود عجیب، با «کی» آشنا میشود. «کی» عضوی از سازمانی مخفی به نام «مردان سیاهپوش» است که وجود بیگانگان در زمین را مدیریت و از عموم مردم پنهان میکند. «کی»، با نمایش دنیای پنهان بیگانگان به «جیمز» و با توجه به تواناییهای او، پیشنهاد میدهد تا به این سازمان بپیوندد و هویت قبلی خود را رها کند؛ «جیمز» با قبول این پیشنهاد، به «جی» تغییر نام میدهد و وارد دنیایی فراتر از تصور خود میشود.
«ویل هانتینگ» جوان نابغهای است که به عنوان سرایدار در دانشگاه MIT کار میکند. او به طور ناشناس مسائل پیچیده ریاضی را حل میکند و توجه پروفسور «جرالد لمبو» را به خود جلب میکند. ویل که گذشتهای دشوار دارد، برای رهایی از مشکلاتش، تحت نظر روانشناسی به نام «شان مگوایر» قرار میگیرد. در این مسیر، ویل با کمک شان و دختری به نام «اسکایلر»، به درک تازهای از خود و زندگی دست مییابد.