دانیل همراه مربیش به اوکیناوا می رود تا مربیش به پدر در حال مرگش سری بزند. اما در همین حین مربیِ او با رقیب قدیمیش برخورد می کند و دانیل هم دشمن هایی در آنجا پیدا می کند و…
آرشیو
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3521 عنوان
پدر و نامادری دختر نوجوانی به نام «سارا» (کانلی)، او را در خانه گذاشته اند تا از برادر نوزادش «توبی» (فراود) مراقبت کند. گروهی جن با استفاده از این فرصت، «توبی» را می ربایند، و سر دسته شان، «جارت» (بویی)، به «سارا» می گوید که فقط سیزده ساعت فرصت دارد تا از هزار تویی که به شهر اجنه می رسد، بگذرد اگر موفق نشود، برادرش هم جن خواهد شد.
دخترکی یتیم به نام «شیتا» که از دست گروهی از دزدان هوایی و مأموران دولتی فرار میکند، با پسری جوان به نام «پازو» آشنا میشود. «شیتا» رازی بزرگ را در گردنبند خود پنهان کرده است که او را به شهری افسانهای و معلق در آسمان به نام «لاپوتا» متصل میکند. این دو دوست شجاع، با هم سفری پرخطر را آغاز میکنند تا قلعه پنهان را پیدا کنند و از اسرار آن در برابر کسانی که قصد سوءاستفاده دارند، محافظت کنند.
دانشجوی جوانی از آسایش خانهاش در آمریکا دل کنده و به عنوان سرباز پیادهنظام به جنگ ویتنام فرستاده میشود. او پس از رسیدن به منطقه نبرد، به سرعت متوجه میشود که جنگ ویتنام فراتر از آنچه در اخبار شنیده است، بیرحم و بیمنطق است.
«الن ریپلی»، تنها بازمانده از مواجههی قبلی با موجودات فضایی، پس از سالها سرگردانی در فضا به زمین بازمیگردد. وقتی ارتباط با مستعمرهنشینان انسانی در همان سیارهی «LV-426» قطع میشود، شرکت «ویلند-یوتانی» او را همراه با گروهی از تفنگداران دریایی به آنجا میفرستد. آنها در سیاره با هزاران «زنومورف» (بیگانه) مواجه میشوند و «ریپلی» که تجربهی نبرد با این موجودات را دارد، باید برای بقا و نجات جان خود و تفنگداران، در نبردی نابرابر و نفسگیر علیه موجی از بیگانگان مبارزه کند.
پسر جوانی پس از یافتن یک تفنگ قدیمی، به ارتش شوروی می پیوندد و وحشت جنگ جهانی دوم را تجربه می کند
داستان در مورد مردی است که سالها خون و خونریزی راه می اندازد و قلمروی خود را گسترش میدهد و در اخر عمر خود قصد دارد که اموال خود را بین فرزندانش تقسیم کند که تقسیم ها به مزاق پسر سوم خوش نمی آید، و این موضوع باعث جنگ و خونریزی عظیم میشود...
«راکی بالبوآ» پس از اینکه دوست صمیمی و رقیب سابقش، «آپولو کرید»، در یک مسابقهی نمایشی توسط بوکسور شکستناپذیر شوروی، «ایوان دراگو»، کشته میشود، شوکه و داغدار میشود. «راکی» که از این اتفاق ویران شده و انگیزهی انتقام دارد، تصمیم میگیرد برای ادای احترام به دوستش و دفاع از حیثیت کشورش، با «دراگو» در خاک شوروی مبارزه کند. او با تمرینات طاقتفرسا و دور از امکانات، خود را برای این رویارویی سرنوشتساز آماده میکند.
در محلهای در «اورگن» که در معرض تخریب و ساخت زمین گلف قرار گرفته، گروهی از دوستان نوجوان و ماجراجو که خود را «گونیها» مینامند، آخرین تابستان خود را سپری میکنند. وقتی «مایکی»، رهبر گروه، نقشهی گنجی باستانی متعلق به یک دزد دریایی افسانهای به نام «وانآیز ویلی» را در اتاق زیر شیروانی پیدا میکند، آنها فرصتی برای نجات خانههایشان میبینند.
«کلوپ صبحانه» داستان پنج نوجوان کاملاً متفاوت از نظر جایگاه اجتماعی در مدرسه را روایت میکند که همگی در یک روز شنبهی تنبیهی در کتابخانهی دبیرستان با هم جمع میشوند. این گروه شامل یک ورزشکار، یک شورشی، یک نابغه، یک دختر محبوب و یک فرد عجیب و غریب است که هر کدام از آنها به دلایل خاصی برای تنبیه به آنجا آمدهاند
«مارتی مکفلای»، نوجوانی که با یک اختراع علمی شگفتانگیز، سفری غیرمنتظره به گذشته، یعنی سال ۱۹۵۵، را تجربه میکند. او در این دوران، ناخواسته باعث دگرگونیهایی در خط زمانی خود میشود که بقایش را با خطر روبرو میکند. «مارتی» اکنون باید با کمک دانشمند جوان و خلاق این دوران، «دکتر براون»، راهی برای بازگرداندن نظم به زمان پیدا کرده و سفری پرماجرا را برای بازگشت به خانه آغاز کند.
یک نوجوان شهری به شهر کوچکی نقل مکان می کند که در آن موسیقی راک و رقص ممنوع شده است و روح سرکش او مردم را تکان می دهد.
اسپینال تپ، یکی از پر سر و صداترین گروه های انگلیسی، توسط کارگردان فیلم مارتی دی برگی در یک تور سرنوشت ساز شرح داده می شود.
«دانیل لاروسو»، نوجوان تازهوارد به کالیفرنیا، به سرعت خود را هدف آزار و اذیت گروهی از دانشآموزان کاراته کار مییابد. او که از وضعیت موجود خسته شده، از «آقای میاگی»، سرایدار آپارتمانشان که در خفا استاد هنرهای رزمی است، درخواست کمک میکند. آقای میاگی با روشهای آموزشی نامتعارف و درسهایی فراتر از مبارزه فیزیکی، به دانیل میآموزد که قدرت واقعی نه تنها در توانایی ضربه زدن، بلکه در تعادل، احترام و خودشناسی نهفته است.
«رندل»، یک پدر خوشذوق، برای پسرش «بیلی» یک هدیه کریسمس غیرعادی میخرد: موجودی کوچک و دوستداشتنی به نام «مگوای». اما این موجود با سه قانون مهم همراه است: او را در معرض نور خورشید قرار ندهید، به او آب ندهید، و هرگز بعد از نیمهشب به او غذا ندهید. وقتی این قوانین ناخواسته زیر پا گذاشته میشوند، عواقب فاجعهباری در پی دارد و موجودات جدیدی با ذات شیطانی، شهر را به آشوب میکشند و کریسمس را به یک کابوس تبدیل میکنند.
چند نوجوان در یک شهر کوچک به نام اسپرینگوود، شروع به دیدن کابوسهای وحشتناک و مشابهی درباره یک مرد سوخته با دستکش تیغدار به نام «فردی کروگر» میکنند. اما زمانی که یکی از آنها در خواب به قتل میرسد، بقیه متوجه میشوند که خطر واقعی است و «فردی» میتواند قربانیانش را در دنیای رؤیاها به قتل برساند. آنها باید بیدار بمانند تا زنده بمانند
فیلم «آمادئوس» داستان «آنتونیو سالیهری»، آهنگساز دربار امپراتور اتریش، را روایت میکند که به شدت به استعداد بیبدیل «ولفگانگ آمادئوس موتزارت» جوان و بیپروا حسادت میورزد. «سالیهری»، که خود را وقف موسیقی و خداوند کرده، نمیتواند درک کند چگونه خداوند چنین نبوغی را به فردی با رفتار زننده و کودکانه مانند «موتزارت» اعطا کرده است. این حسادت او را به وسواس و کینهای عمیق میکشاند که تمام زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد
همهچیز با فضای دانشگاهی و زندگی نهچندان جدی سه دانشمند آغاز میشود؛ افرادی که بیشتر وقت خود را صرف آزمایشهای عجیب و نظریات خارقالعاده درباره ارواح میکنند. اخراج از دانشگاه باعث میشود آنها به فکر راهاندازی یک کسبوکار غیرعادی بیفتند. خیلی زود، با اجاره یک ایستگاه آتشنشانی فرسوده و خرید تجهیزاتی ابتدایی، خود را برای روبرو شدن با ماجراهای ترسناک و البته خندهدار آماده میکنند.
در سال 1984، «سارا کانر» بهطور ناخواسته هدف یک ربات مرگبار به نام «ترمیناتور» قرار میگیرد که از آینده به زمان حال فرستاده شده تا او را بکشد. این ربات به دستور «اسکای نت»، سیستم هوش مصنوعی قویای که در آینده جنگی علیه انسانها راهاندازی کرده است، به این مأموریت گماشته شده است. اما «کایل ریس»، که یک سرباز انسانی است، به منظور حفاظت از «سارا» و جلوگیری از وقوع آیندهای تاریک از آینده به زمان حال بازمیگردد.
این فیلم کمدی قصد دارد به بزرگترین پرسش هستی پاسخ دهد: معنی زندگی چیست؟ چند داستان به ظاهر بی ارتباط با یکدیگر، درباره ی مرگ و زندگی، در مراحل مختلف...
در دهه 1940، پسر جوانی به نام رالفی پارکر تلاش می کند تا والدین، معلم و بابانوئل خود را متقاعد کند که تفنگ Red Ryder Range 200 Shot BB واقعا هدیه ای عالی برای کریسمس است.
«تونی مونتانا»، مهاجری اهل کوبا، پس از ورود به میامی، در جستوجوی قدرت و ثروت وارد دنیای زیرزمینی خلافکاران میشود. او با جاهطلبی و بیرحمی، پلههای موفقیت را در امپراتوری مواد مخدر طی میکند و جایگاه خود را در میان قدرتمندان شهر تثبیت میسازد.
) روایت ماجرای «لوک اسکایواکر» است که پس از نجات جسورانه دوستش «هان سولو» از چنگال «جابا هات»، به همراه شورشیان به سیاره اندور میرود تا ستاره مرگ دوم امپراتوری را نابود کند. در این میان، لوک با چالشهای درونی خود برای بازگرداندن «دارث ویدر» از سمت تاریک نیرو دست و پنجه نرم میکند، در حالی که امپراتور پلید تلهای مرگبار برای او پهن کرده است.
یک ستاره راک زمینگیر و نگران که به طور کامل در انزوا به سر می برد بیش از بیش به جنون و دیوانگی نزدیک می شود.