با حصار باغ و خصومت از هم جدا شده اند، آدمک های آبی در یک طرف و آدمک های قرمز در طرف دیگر. این مانع از عاشق شدن گنومئو آبی و ژولیت قرمز نمی شود. آیا آنها آینده ای با هم دارند؟
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
گروهی از نوجوانان یوکاهاما می باشد که برای جلوگیری از تخریب باشگاه ورزشی مدرسه شان هستند. آنها تصمیم گرفته اند تا از تخریب این باشگاه ورزشی در جریان تدارکات و مقدمات آماده سازی برای المپیک ۱۹۶۴ توکیو جلو گیری به عمل بیاورند…
مردی آمریکایی که نه شغلی دارد و نه همدمی، و در حالی که در زندگی اش به پوچی رسیده است، تصمیم میگیرد اسلحه بردارد و افرادی که مستحق مرگند را به قتل برساند. دیری نمی گذرد که او در این کار یک شریک غیر منتظره هم پیدا می کند: دختری ۱۶ ساله بنام روکسی که احساساتی مشابه او دارد...
الی ( آنا فاریس ) دختری است که تمام مشکلات زندگی اش تمام شده و حالا تنها خواسته اش این است که عشق واقعی را در زندگی اش تجربه کند. او که در دوران زندگانی خود با حدود 20 مرد رابطه داشته، تصمیم می گیرد به گذشته رجوع کند تا ببیند کدام یک از این مردان می توانست عشق واقعی او در زندگی اش باشد و...
در سال۱۴۰پس از میلاد مسیح. بیست سال است که لژیون نهم امپراطوری رم در کوهستان های اسکاتلند بدون هیچ اثری ناپدید شده و اکنون فرمانده ی جوان سپاه رم با نام مارکوس آکویلا از سوی امپراطوری مامور شده تا معمای این رخداد و سرنوشت فرمانده ی لژیون که پدرش بوده را گره گشایی کند. او به همراه برده ای انگلیسی به نام اسکا روانه ارتفاعات کالدونیای اسکاتلند می شود تا در آنجا نشان لژیون نهم و همچنین پدرش را پیدا کند .اما این سفر طولانی و خطرناک خواهد بود...
مدت زیادی است که ماپت ها دیگر خودشان را نشان نداده اند، چیزی در حدود ۲۰ الی ۳۰ سال، و حالا در سال ۲۰۱۱ آنها دوباره بازگشته اند تا یک داستان جالب را برای طرفدارانشان به تصویر بکشند. داستان بدین شکل است که ماپت ها دوباره نمایشی ترتیب میدهند تا بدین وسیله سالن نمایشی که متعلق به آنهاست را از چنگال فردی که برای تصاحب آن دندان تیز کرده، نجات دهند و ...
«تام پاپرز» که با پدرش که یک جهانگرد بوده, رابطه چندانی نداشته . خودش هم وقت کمی را با بچه هایش می گذراند و اکثر اوقات مشغول کارش است. یک روز پدرش برای او هدیه ای غیر منتظره می فرستد: شش پنگوئن. پاپرز که از هدف پدرش از فرستادن این پنگوئن ها سر در نمی آورد، تصمیم میگیرد از شر آنها خلاص شود. اما ...
رن مک کورمک نوجوان شهری به شهر کوچکی نقل مکان می کند که در آن موسیقی راک و رقص ممنوع شده است و روح سرکش او مردم را تکان می دهد.
گروهی از کارگران به محض اینکه متوجه می شوند فردی به نام «آرتور شاو» ( آلن آلدا ) پول آنها را بالا کشیده و با آن پول برای خودش زندگی کاملی بهم زده، تصمیم می گیرند تا با تجمع و فریاد زدن مطالباتشان را طلب کنند. پلیس هم در حال جستجو برای یافتن خاطی و مجازات آن است اما مال باخته ها تحمل صبر کردن ندارند، به همین منظور چند تن از این افراد تحت رهبری فردی به نام «جاش» ( بن استیلر )، با یکدیگر متحد می شوند و یک مجرم خطرناک به نام «اسلاید» ( ادی مورفی ) را استخدام می کنند تا آرتور شاو را بدزدد و...
در شبی که یک سیاره کاملا مشابه زمین در کهکشان کشف می شود، یک دانشجوی جاه طلب و یک آهنگساز در تصادفی دردناک، سر راه هم قرار می گیرند.
یک مخترع جوان ۹ ساله بنام فرانسوفیل در شهر نیویورک به دنبال قفلی است که به کلیدی مرموزی که توسط پدرش جا گذاشته شده است بخورد. پدر او در حادثه ۱۱ سپتامبر جان سپرده است...
این فیلم گروهی از بازنشتگان انگلیسی را دنبال میکند که تصمیم می گیرند بازنشتگیشان را با هزینه کم در هند بگذرانند...
این فیلم درباره رئیس پر افتخار اداره آگاهی ( که بعدها به عنوان FBI شناخته شد ) به نام «جی. ادگار هوور» است. «جی. ادگار» ( لئوناردو دیکاپریو ) در سال 1924 به ریاست FBI برگزیده شد و به مدت ۴۸ سال این سمت را در اختیار داشت. وی در این مدت توانست امنیتی قابل قبول در ایالات متحده بوجود بیاورد که تحسین فراوان مقامات را درپی داشت. اما در عین حال شایعاتی هم مبنی بر اینکه «جی. ادگار» تمایلات همجنس خواهانه ای هم دارد منتشر شده بود که این مسئله هرگز مشخص نشد. این فیلم به بخش هایی ناشناخته از زندگی «جی. ادگار هوور» می پردازد.
یک دانشجوی کالج در حال تعلیق، اغوا می شود تا از بچه های همسایه نگهداری کند، اگرچه او برای شب وحشی پیش رو کاملاً آماده نیست.
روز شکرگزاری معمولاً زمان شادی است، اما مدیر تبلیغات جک (آدام سندلر) از این تعطیلات میترسد زیرا خواهر دوقلویش، جیل ( با بازی آدام سندلر ) سالانه او را ملاقات میکند. که فردی به شدت پرخاشگر و عجیب است که کانون گرم خانواده آنها را برهم می زند...
سزار با بازی «لوییز توسار»، نگهبان ساختمانی است که باور دارد توانایی خوشحال بودن را به صورت مادرزاد ندارد ،در نتیجه، فکر میکند که هدف زندگیاش سخت کردن زندگی تمام افراد دور و برش است. اکثر ساکنان ساختمان به غیر از «کلارا» با بازی «مارتا اتورا»، به راحتی تحت تاثیر او قرار میگیرند. بنابراین «سزار» از تمام توانایی خود برای اینکه «کلارا» را دچار فروپاشی روانی کند استفاده میکند. زمانی که سر و کله دوست پسر «کلارا»، «مارکوس» با بازی «آلبرتو سن جوان» پیدا میشود مسائل پیچیده میشوند.
در حالی که اروپا به سمت یک جنگ بزرگ به پیش می رود گروهی از تفنگداران با نام های دارتانیون ،آتوس ،پوریتوس و آرامیس مامور می شوند تا به هر شکل ممکن کاردینال ریشیلیو که با نقشه ها و توطئه هایش اروپا و بخصوص انگلیس و فرانسه را به سمت یک جنگ تمام عیار می برد متوقف کنند. فیلم بر اساس رمان مشهور الکساندر دوما ساخته شده است.
«الیزابت هالسی» یک معلم دبیرستان تنبل، بیمسئولیت و کاملاً بیعلاقه به تدریس است که تنها به دنبال یک راه آسان برای کسب درآمد است. هدف اصلی او یافتن یک مرد ثروتمند و ازدواج با او برای رهایی از شغلش است. وقتی یک معلم جدید، ثروتمند و خوشقیافه وارد مدرسه میشود، «الیزابت» تمام تلاش خود را میکند تا او را اغوا کند، حتی اگر مجبور باشد برای رسیدن به هدفش هر روش غیراخلاقی و کمدی را امتحان کند.
داستان درباره نوجوانی است که برای پیدا کردن عشق واقعی به اهریمنی زشت تبدیل میشود...
نوجوانی که نسبت به همسایه جدید خود شکاک می شود. ایا او یک خون اشام است ؟
پدری خشمگین از جهنم فرار میکند تا به دنبال کسانی بگردد که دخترش را کشته اند و نوه اش را دزدیده اند...
فیلم سرگذشت پسرجوانی به نام «آلبرت» را در زمان وقوع جنگ جهانی اول روایت می کند که اسب مورد علاقه اش را به ارتش کشورش، انگلستان فروخته و خودش هم برای رویارویی با دشمن به ارتش پیوسته است. با شدت گرفتن جنگ در اروپا آلبرت برای جنگ اعزام می شود...
سه دختر جوان برای گذارندن تعطیلات راهی پاریس می شوند و به مونت کارلو سفر میکنند و در این بین یکی از دختران بطور اتفاقی صاحب یک ارثیه می شود و ...