دختری ۱۷ ساله با نام «ری» مسئول نگهداری از دو خواهر و برادر کوچکترش و همچنین مادر پریشان حالشان در شرایط بسیار بد اقتصادی است. در همین احوالات خبر میرسد که پدرشان که به قید وثیقه از زندان آزاد شده، فرار کرده و اگر تا یک هفته باز نگردد آنها به خاطر جبران پول وثیقه از خانه یشان که شاید تنها دارایی آنهاست اخراج خواهند شد...
فیلمها
عنوانها را مرور کن یا با نام، سال و نوع محتوا جستوجو کن. نسخههای دانلود در صفحهٔ هر عنوان قرار دارند.
3403 عنوان
داستان یک راننده تاکسی در شهر یانجی،منطقه ای بین روسیه،کره شمالی و چین.همسر او برای بدست آوردن پول به کره می رود اما ...
دنیای جادوگری زیر سایهی شومی فرو رفته است؛ سایهای که با هر لحظه تاریکتر شدن آن، امنیت از بین رفته و وحشت جایگزین شده است. در این میان، «هری پاتر» و دو همراه وفادارش، «رون ویزلی» و «هرماینی گرنجر»، چارهای جز فرار ندارند. خانههایشان، مدرسهی جادوگریشان، و حتی وزارتخانه، همگی به اشغال نیروهای تاریکی درآمدهاند و دیگر هیچ پناهگاهی امن نیست. آنها اکنون تنها سه نوجوان آواره در دنیایی وسیع و ناآشنا هستند، با ماموریتی سنگین و سرنوشتساز بر دوش: یافتن و نابود کردن رازهای نامیرایی قدرتمندترین جادوگر سیاه تاریخ
«ایزی اِی»، یک کمدی دلنشین و هوشمندانه، داستان «اولیو پندرگست» (با بازی اما استون) را روایت میکند، دختری دبیرستانی که برای کمک به دوستش، ناخواسته شایعهای درباره خودش ایجاد میکند. این دروغ کوچک به سرعت در تمام مدرسه پخش میشود و «اولیو» را به مرکز توجهات تبدیل میکند؛ هم از سوی دوستانش و هم از سوی افراد قضاوتگر. او که از این وضعیت برای کمک به دیگر دانشآموزان نیز استفاده میکند، باید با عواقب شهرت ناخواستهاش کنار بیاید و راهی برای بازگرداندن اعتبار و روابط واقعیاش در میان هیاهوی شایعات پیدا کند.
زمانی که «سم فلین»، یک برنامهنویس جوان و بیتفاوت، درباره ناپدید شدن مرموز پدرش، «کوین فلین» – نابغه طراحی بازیهای ویدئویی – تحقیق میکند، ناگهان به دنیای دیجیتالی خیرهکنندهای کشیده میشود که پدرش بیش از ۲۰ سال پیش آن را خلق کرده بود. این جهان سایبری پیشرفته، که اکنون به یک میدان نبرد مرگبار تبدیل شده، پر از برنامهها و جنگجویان دیجیتالی است که برای بقا میجنگند. «سم» باید در این دنیای پرخطر، با کمک یک جنگجوی بیباک، پدرش را پیدا کند و راهی برای فرار از این واقعیت مجازی بیابد.
جادوگری بنام «بالتازار بلیک» ( نیکلاس کیج ) یک جوان ظاهرا معمولی و بی عرضه را انتخاب می کند تا از شهر نیویورک در مقابل رقیبش، «ماکسیم هروات» ( آلفرد ملینا ) دفاع کند...
یک مادر عزادار با یک نقشه پیچیده و بی نقص در پی انتقام گیری از کسانی است که باعث مرگ دخترش بوده اند...
سه نوجوان بزهکار به مرکزی بازپروری خاصی فرستاده می شوند که مستقیماً شاهد خشونت، مرگ و آزار و اذیت دیگران خواهند بود...
مردی معمولی بنام «راین ویلسون» وقتی که همسرش تحت تاثیر یک قاچاقچی موارد مخدر قرار میگیرد، او خود را به شکل یک قهرمان در می آورد در حالیکه مهارت های یک قهرمان را ندارد ...
فیلمی برگرفته از یک داستان واقعی که زندگی «میکی وارد» را در مرکز توجه قرار میدهد؛ بوکسوری با استعداد از خانوادهای پر جمعیت و پر حاشیه، که در سایه برادر بزرگتر و پرآوازهاش، «دیکی اکلاند»، قرار گرفته است. «دیکی» که خود زمانی قهرمان محلی بود، اکنون درگیر مبارزهای شخصی با اعتیاد است و ناخواسته مانع پیشرفت «میکی» میشود.
دیوید مارکس، یک پسر املاک، مظنون به قتل همسرش کیتی است که در سال 1982 ناپدید شد.
یک مرد جوان ساده لوح هویت یک مرده را می دزدد و خود را درگیر دنیای زیرزمینی قدرت، خشونت و شانس می بیند که در آن مردان پشت درهای بسته روی زندگی مردان دیگر قمار می کنند.
یک خلافکار سابق با شهرت سعی می کند با کار کردن به عنوان یک مرد خوش دست برای یک بازیگر زن منزوی مستقیماً کار کند، اما متاسفانه این آرزوی ارباب جنایات زیرزمینی لندن نیست.
دو همکار با نامهای «چارلی واکس» ( جان تراولتا ) و «جیم ریس» ( جاناتان میرز ) در دفتر سفارت آمریکا در فرانسه در حال کار هستند، کارمند جوان جیم که توسط یک جاسوس از شکل گیری یک حمله تروریستی در پاریس با خبر شده است به دنبال متوقف کردن حمله تروریستی در شهر می باشد...
در نیویورک، یک سوء تفاهم باعث می شود عصر رمانتیک یک زن و شوهر به چیزی خطرناکتر و هیجان انگیزتر از حد تصورشان تبدیل شود.
میلو بوید یک جایزه بگیر هست که این بار قرار هست بابت دستگیر کردن کردن همسر سابق خودش یعنی نیکول هارلی که یک خبرنگار است ۵۰۰۰ دلار دریافت کند و جدا از مبلغ خوبی که بابت اینکار نصیبش می شود یک انتقام دلچسب نیز از همسر سابقش می گیرد. اما هنگامی که وی نیکول را می بیند پای افراد دیگری به وسط کشیده می شود و حالا اینبار هر دو باید از از چنگال این افراد فرار کنند و …
مردی که در یک سرقت برادرش را از دست داده , در صدد گرفتن انتقام خون او است,اما پلیسی که به او کمک می کرد دست به خیانت می زند و..
در سال 1954، «تدی دنیلز»، یک مارشال ایالات متحده، به همراه شریکش «چاک آول» به جزیره «شاتر» میرود تا ناپدید شدن یکی از بیماران روانی به نام «ریچارد کوک» را بررسی کند. جزیره که در آن یک بیمارستان روانی برای مجرمین خطرناک قرار دارد، با رازهای تاریک و مرموزی احاطه شده است. هرچه تحقیقات ادامه پیدا میکند، «تدی» بیشتر در دنیای عجیبی از توهمات، ترس و واقعیتهای دست نیافتنی گرفتار میشود
این بازگویی حماسی از داستان رابین هود، روی ریشههای این شخصیت اسطورهای تمرکز دارد. «رابین لانگاستراید» یک کماندار ماهر در ارتش پادشاه ریچارد شیردل است که پس از مرگ پادشاه در فرانسه، به انگلستان بازمیگردد. او شاهد فساد و ستمی است که بر مردم عادی اعمال میشود و تصمیم میگیرد برای احقاق حق آنها وارد عمل شود. «رابین» و گروهی از مردانش به مقابله با نابرابری و ظلم میپردازند و در این مسیر، به تدریج به نماد امید برای مردم تبدیل میشوند.
داستان «۱۲۷ ساعت» با سفر انفرادی «آرون رالستون» به درههای یوتا شروع میشود. او که بدون اطلاع قبلی و آمادگی کامل وارد منطقه میشود، در یک شکاف باریک کوهستان دچار حادثه میگردد. دست راست او زیر یک تخته سنگ عظیم گیر کرده و «آرون» را در این مکان دورافتاده به دام میاندازد. این آغاز ۱۲۷ ساعت مبارزه طاقتفرسای او برای بقا است.
در دنیایی پر از هرجومرج، جایی که تنها قدرتمندترینها بقا مییابند، گروه “بیمصرفها” پا به میدان میگذارد. تیمی متشکل از باتجربهترین و بیرحمترین مزدوران جهان، تحت رهبری «بارنی راس»، برای انجام خطرناکترین مأموریتها استخدام میشوند. این بار، مقصد آنها جزیرهای در آمریکای جنوبی است تا دیکتاتوری ظالم را سرنگون کنند. اما این مأموریت ساده به سرعت به درگیری با توطئهای بزرگتر تبدیل میشود.
«تاکر» و «دیل»، دو دوست سادهدل و خوشقلب، برای گذراندن تعطیلات به کلبهای قدیمی و متروکه در جنگل میروند. در همان حوالی، گروهی از دانشجویان بیملاحظه، آنها را با قاتلان زنجیرهای معروف اشتباه میگیرند. این سوءتفاهمهای خندهدار و زنجیرهای از اتفاقات ناگوار منجر به صحنههای خونین و غیرمنتظره میشود. این کمدی ترسناک هوشمندانه و متفاوت، با برهم زدن کلیشههای ژانر وحشت، لحظات کمدی و خونین را به شکلی مبتکرانه ترکیب میکند.
«دستان» (با بازی «جیک جیلنهال»)، یک شاهزادهی یتیم اما جنگاور، به اشتباه متهم به قتل پدرخواندهاش، پادشاه ایران، میشود. او مجبور به فرار میشود و در این راه با «پرنسس تهمینه» (با بازی «جما آرترتون»)، نگهبان خنجری جادویی، هممسیر میگردد. این خنجر قدرت کنترل «شنهای زمان» را دارد که میتواند گذشته را تغییر دهد. «دستان» و «تهمینه» باید برای اثبات بیگناهی «دستان»، کشف توطئهی پشت پرده و جلوگیری از افتادن قدرت خنجر به دست افراد شرور، با یکدیگر متحد شوند.
هنگامیکه دنیا تبدیل به میدان جنگی برای بشریت شده است ، این مسئله از یک رستوران بین راهی در امریکا شروع می شود و افراد تبدیل به موجوداتی عجیب و غیرجذاب می شوند، و خدا ایمانش را به بشریت از دست می دهد و او که در تمام دورانها برای نجات بشریت پیامبرانی را فرستاد، اینبار لشکری از فرشتگان مقرب درگاهش را برای اصلاح نوع بشر و بجای نشاندن او می فرستد و در این میان تمام امید انسانهای خوب به فرشته مقرب میکائیل(پل بتنی) است...